با حالتی بسیار جدی به سوی من برگشت و پرسید: می خواهی اسبت چه رنگی باشد؟ من هم رنگ قرمز را انتخاب کردم.
ظرف چند دقیقه دوباره بازگشت و اسب قرمزی را که طراحی کرده بود به من داد. اسب قشنگی بود و همسرم آن را روی در یخچال چسبانده است، اما قرمز یکنواخت و یک دست بدون هیچ تنوع طیفی بود.
اصلا هنرمندانه نبود و حرکت امواج رنگی که روی اسب های دیگرش کشیده بود هرگز روی این اسب دیده نمی شد.
دقت کنید چه می خواهید
آیا هرگز چنین تجربه ای را در کار داشته اید؟ نحوه انجام کار یکی از کارمندانتان شما را تحت تاثیر قرار داده و باعث شده تا شما یکی از آن نوع کار را دوباره سفارش دهید. او کار را به انجام رسانده، اما از آنچه شما می خواستید فاصله دارد. فکر می کنید چرا این اتفاق افتاد؟ از آنچه من به خواهرزاده ام سفارش دادم و آنچه او به من تحویل داد چه درسی می توانیم بیاموزیم که به درد یک مدیر بخورد؟
آنچه نباید انجام دهیم
مسلما درخواست من از خواهرزاده ام همراه با شوخی و مزاح بود، بدون اینکه نتیجه آن برایم اهمیتی داشته باشد، اما آنچه که من در خواهشم از خواهرزاده ام اشتباه کردم موارد زیر است:
*واضح و روشن به او تفهیم نکردم که می خواهم تولید نهایی چه چیزی باشد.
*آن تلاش و اقداماتی که او باید انجام دهد را به او نگفتم.
*او را در طرح و برنامه مورد نظر خودم شرکت ندادم.
*در مراحل تکمیل کار بر فعالیت او نظارتی نداشتم.
* مدت زمان خاصی برای تکمیل کار تعیین نکردم.
*انگیزه کافی برای انجام کار به او ندادم.
تمام این موارد می تواند در مورد کارمندان شما هم صدق کند. در صورتی که بخواهید بهترین عملکرد را از آنها دریافت کنید بهتر است کلیه اطلاعات لازم درباره تولید مورد نظر را به آنها بدهید تا موفق شوند. بگذارید دقیقا بدانند شما از آنها چه انتظاری دارید. بگذارید بدانند آنچه به عنوان موفقیت محسوب می شود از نظر شما چیست. آنها را در برنامه ریزی پروژه شرکت دهید. سپس، از همه مهم تر اینکه انگیزه کاری برای آنها ایجاد کنید تا نهایت تلاششان را برای بهتر انجام دادن به کار ببرند.
انگیزش و رضایتمندی
همه ما در مورد چیزهایی که لذت می بریم بیشترین تلاشمان را به کار می بریم. من مدیر شدم چون به خوبی می توانم برنامه ریزی کنم و راهنمایی ها و هدایت لازم را در مورد طرح و برنامه ام اجرا کنم. مدیریت را به خوبی انجام می دهم، چون برایش وقت صرف می کنم. بر روی زمانی که صرف می کنم مدیریت دارم و از این مدیریت لذت می برم. اگر در میان کارمندانتان کسی را دارید که دوست دارد مدام بیرون برود و کارهای بیرون از شرکت را انجام دهد، او را در دفتر کار اسیر نکنید تا خسته و کسل نشود، چون به زودی اشتباهاتش در کار بیشتر می شود و درنهایت اینکه از کوره در می رود و تحملش تمام می شود. هرگز کارمند خجالتی و درون گرای خود را در بخش فروش نگذارید که تلفن مشتری ها را به سردی پاسخ می دهد. او از این کار متنفر است و میزان فروش را کاهش خواهد داد. هرگز فرد خیالباف و حواس پرت را در بخش های مربوط به حسابداری نگذارید و از افرادی که زیاد به جزئیات می پردازند در مسوولیت یک پروژه یا طرح استفاده نکنید.
آنچه به درستی انجام دادم
اگر آنچه خواهرزاده ام انجام داده بود دقیقا همانی بود که من می خواستم، کار بسیار زیبایی می شد. در اینجا به چند مورد از کارهایی که باید انجام می شد و من به درستی انجام دادم اشاره می کنم:
*از او خواستم که کار معینی را برای من انجام دهد.
*به او گفتم که از طرح های قبلی اش خوشم آمده است.
*روی جزئیات کار او دخالت نکردم.
*از کاری که برای من انجام داده بود تشکر کردم.
شما هم امتحان کنید:
پس از واگذار کردن کار، اگر می بینید محصول کار آن چیزی نیست که شما می خواهید، به آغاز کار برگردید و بررسی کنید چه کاری را اشتباه انجام داده اید- مثل آنچه من انجام دادم.
پس می فهمید کجای کار اشتباه است. حتما به او بگویید که کدام قسمت ها را درست انجام داده است و از تلاش او تشکر کنید. اگر نیروهای تقویت کننده مثبت در کارتان اعمال نکنید ممکن است برخی موارد مورد انتظارتان درست از آب در نیاید.
برچسب: ارتباط,نرم افزار,تحت وب, مشتری مدیریت, اطلاعات, طبقه بندی, ارزش, رضایت,افزایش فروش,ارتباط دو جانبه و مطمئن,وضعیت بازار,بازاریابی,نیاز,مدیریت ارتباطات,پی گیری,قرار ملاقات,کنترل قرارداد,خدمات پس از فروش CRM داشبورد مدیریتی, customer relationship management,
نویسنده: شرکت ماهان
تاريخ: يکشنبه
5 / 6 ساعت: 13:28